برگردان به زبان ساده
او را بدو چشم او در ز دیده همی بینش
تا لذت جان یابی از شیوه شیرینش
هوش مصنوعی: او با دو چشمانش او را میبیند و از آن نگاه، به لذت روح میرسد و از روش شیرین او بهره میبرد.
در گلشن روی او چون باد صبا هر دم
میبوی و بهم میچین از سنبل و نسرینش
هوش مصنوعی: در باغی که صورت او به مانند نسیم صبحگاهی است، هر لحظه بوی او را استنشاق میکنم و از گلهای سنبل و نسرینش برای خود دستهگلی میچینم.
در آینه جانها آنمه رخ خود بیند
ما نیز عیان دیدیم در آینه آئینش
هوش مصنوعی: در دلهای ما، حقیقت وجود او به وضوح دیده میشود، و ما نیز نشانههای او را به روشنی در جهان مشاهده کردهایم.
جان همچو نسیمی شد ز اندیشه زلف او
تا همچو صبا رفتم در بستر و بالینش
هوش مصنوعی: جانم به اندازه نسیم سبک و آزاد شد از فکر زلف او، تا اینکه همچون نسیم صبحگاهی به کنار بستر و بالین او رفتم.
جامی بکفم بنهاد خورشید صفت روشن
مستیم مدام ای دوست از باده دوشینش
هوش مصنوعی: دوست عزیز، در دستانم جامی دارم که شبیه به نور خورشید میدرخشد. ما همیشه در حالت شادابی و مستی هستیم و از بادهای که دیروز نوشیدیم لذت میبریم.
از کتم عدم انشاه بخشید وجود ما
یار آر اگر مردی زان بخشش پیشینش
هوش مصنوعی: از نیستی ما را به وجود آورد، ای یار. اگر مردی، از آن بخشش اولیهاش کمک بگیر.
خون از مژه می بارد کوهی چو عقیق ایدوست
تا دید که می خندد لعل لب رنگینش
هوش مصنوعی: اشک از چشمانش میریزد و چون کوهی از سنگ عقیق عظیم است. وقتی که میبیند لبهایش رنگین و زیبا میخندند، افسوس میخورد.
در ره عشقش دلا دیوانه و غافل مباش
تابد و واصل شوی در قید وجان و دل مباش
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، ای دل، دیوانه و بیخبر نباش، تا به او برسی، از قید و بند و از جان و دل رها باش.
مرگ حق است ای پسر گر از حقیقت واقفی
باطل آمد زندگی در فکر این باطل مباش
هوش مصنوعی: مرگ امری طبیعی و واقعی است، پسر؛ اگر به حقیقت آگاهی، نباید به زندگی فریبنده و غیرواقعی دل ببندی. به این خیال خام دچار نشو.
علم الاسماء ندانستی بدان علم نظر
ذات را می بین بچشم ذات پس جاهل مباش
هوش مصنوعی: اگر به نامها و مفاهیم علم دست نیافتهای، باید بدان توجه کنی که باید ذات و حقیقت را با چشم دل ببینی و در جهل نمانی.
سرما زاع البصر دریاب و منکر هر طرف
در چنین حضرت بفکر این و آن غافل مباش
هوش مصنوعی: سرما به چشمانت را به دقت نگاه کن و از هر جانب در این موقعیت مهم غافل نشو. به فکر دیگران باش و از نادیده گرفتن آنها پرهیز کن.
عالم لاهوت ای دل منزل و مأوای ماست
رو بدام نفس ناسوتی و آب و گل مباش
هوش مصنوعی: عالم الهی، ای دل، خانه و پناهگاه ماست. به خویشتن جسمانی و مادی خود وابسته نباش و از آن دوری کن.
کی بشد مد خدا از موی پیشانی تو را
بر صراط مستقیم از هر طرف مایل مباش
هوش مصنوعی: خدا با تو از طریق موی پیشانیات در ارتباط است. از هرگونه انحراف و کجروی بر مسیر درست زندگی دوری کن.
جان بجانان واصل آمد هست تن فرسنگ راه
کوهیا برخیز از ره در میان حایل مباش
هوش مصنوعی: روح به حقیقت و جانها وصل شده است. وجود انسان مانند یک جسمی است که مسافت زیادی را طی کرده. اکنون وقت آن است که از مسیر منحرف نشویم و در میانه راه مانعی نباشیم.