برگردان به زبان ساده
مه و خورشید روی ذره پرور
زانوار رخت شد سنگ گوهر
هوش مصنوعی: ماه و خورشید در کنار هم بر روی ذرهای از زیبایی تو زانو زدهاند و به تو احترام میگذارند و تو را ارزشمند میدانند.
بقد و روی تو دیدیم در باغ
گل سرخ و سفید و سبز و عصفر
هوش مصنوعی: در باغی که پر از گلهای سرخ و سفید و سبز و زرد است، زیبایی و لطافت تو را مشاهده کردیم.
نسیمی از سر زلفت صبا برد
جهان شد سر بسر پر مشک و عنبر
هوش مصنوعی: یک نسیم از زلف تو وزید و جهان را پر از عطر مشک و عنبر کرد.
تو را دیدم بهر روئی گه دیدم
توئی ما را بجای دیده در سر
هوش مصنوعی: من تو را دیدم و هر بار که چهرهات را مینگرم، به یاد تو هستم و جای چشمانم، تصویر تو در ذهنم جا گرفته است.
دو عالم پیش عیداوست قربان
بگشت او جمله را الله اکبر
هوش مصنوعی: دو جهان در آستانه عید اوست و همه چیز به خاطر او تحت فرمان و اطاعت است.
تقاضای وجود این است آری
که نبود غیر او موجود دیگر
هوش مصنوعی: موجودیت فقط به خاطر اوست و جز او هیچ وجود دیگری نمیتواند باعث تحقق یابد.
دل کوهی بجوش آمد چو دریا
ز حیرت خشک لب با دیده تر
هوش مصنوعی: دل مانند کوهی به جوش آمد، هنگامی که دریا از حیرت به حال خشک و بیپروایی درآمد و چشمانم تر شدند.