برگردان به زبان ساده
آنچه یک چند آب حیوان کرد
لب لعلت هزار چندان کرد
هوش مصنوعی: آنچه مدتی آب حیات برای تو انجام داد، لب لعل تو هزاران بار ارزش بیشتری دارد.
چون بدید آفتاب رنگ لبت
لعل را زیر سنگ پنهان کرد
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب رنگ زیبای لبهای تو را دید، آن را مانند یک لعل قیمتی زیر سنگ پنهان کرد.
ابر از رشک در دندانت
گوهر خویش را پریشان کرد
هوش مصنوعی: ابر به خاطر حسادت به دندانهای تو، جواهرات خود را نامنظم و پراکنده کرد.
تو بت آزری و نقش رخت
آتش سینه را گلستان کرد
هوش مصنوعی: تو معبودی از سرزمین آذر که وجودت آتش درونم را به باغی خنک و زیبا تبدیل کرده است.
تا نروید گلی چو تو در باغ
از دم سرد من زمستان کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که گلی مثل تو در باغ شکوفا نشود، سردی و سختی زمستان از وجود من به وجود میآید.
چشم بن دور از چنان رویی
که از او چشم دور نتوان کرد
هوش مصنوعی: به دور از آن چهره زیبا، نمیتوان از نگاه کردن به آن صرفنظر کرد.
عاشقان را نهاد چشم تو بند
وانگه اندر چه زنخدان کرد
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر جذابیت چشمان تو در دام عشق گرفتار میشوند و بعد از آن، تو با لبخند و زیباییات دلها را میربایی.
دل در آویخت جعد تو به رسن
وانگه از غمزه تیر باران کرد
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر زیبایی و جذابیت تو قرار گرفت و سپس با نگاه پر از ناز و فریب تو مانند تیرهایی به قلبم اصابت کرد.
هیچ روزی نگشت سایه که غم
نه سرم راچوسایه گردان کرد
هوش مصنوعی: هیچ روزی نبود که غم به سرم سایه نیفکند و مرا تحت فشار قرار ندهد.
گشت ویران زگریه خانه چشم
غم چنین چند خانه ویران کرد
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر اشک و اندوهش خانههای زیادی را ویران کرده و به همان اندازه که خودم خراب شدم، دیگران را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
دید خسرو خطت چوبالب گفت
که خضرمیل آب حیوان کرد
هوش مصنوعی: خسرو با دیدن خط زیبایت، به چوبی که به خط تو نقش بسته است، گفت که خضر، نگهبان آب حیات، به آن آب میشود و زندگی میبخشد.