برگردان به زبان ساده
دهنت را نفس نمی بیند
مگرت هست و کس نمی بیند
هوش مصنوعی: نَفَس تو را کسی نمیبیند، مگر آنکه وجود داشته باشی و دیگران هم تو را نبینند.
یک نفس نیست کز دهان تو، دل
تنگیی در نفس نمی بیند
هوش مصنوعی: هر نفسی که از دهانت خارج میشود، دلهایی که دلتنگ هستند، آن را حس نمیکنند.
بلبلی چون من از گلت محروم
شکرت جز مگس نمی بیند
هوش مصنوعی: بلبلی مانند من که از گل تو محروم است، جز مگسان نمیتواند چیزی ببیند.
برگ کاهی شدم ز غم، چه کنم؟
چشم تو سوی خس نمی بیند
هوش مصنوعی: از شدت غم، به حالتی بسیار کوچک و بیارزش تبدیل شدهام. چه راهی پیش رو دارم وقتی چشمان تو حتی به چیزهای ناچیز و بیاهمیت هم توجه ندارند؟
یک شبی خیز و میهمان من آی
فتنه خفته، عسس نمی بیند
هوش مصنوعی: یک شبی بیای و میهمان من باش، سرانجام فتنهای که خوابیده است، نگهبان نمی بیند.
با تو گویم که از غم تو چهاست
کاین دل بوالهوس نمی بیند
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که غم تو چقدر深 است، زیرا این دل طمعکار هیچ چیز را نمیبیند.
می رسد، گر دلم کند فریاد
لیک فریادرس نمی بیند
هوش مصنوعی: اگر دل من فریاد بزند و به کمک نیاز داشته باشد، کسی را نمیبینم که به دادم برسد.
آب چشمم که از سرم بگذشت
می رود، هیچکس نمی بیند
هوش مصنوعی: اشکهایم از چشمانم در حال ریختن است و به زمین میرسد، اما هیچکس این را نمیبیند.
نشود صبر، ناله خسرو
کاروان در جرس نمی بیند
هوش مصنوعی: وقتی صبر تمام شود، خسرو کاروان جز صدای جرس چیزی نمیبیند و فقط ناله و فریاد او به گوش میرسد.