برگردان به زبان ساده
شحنه غم دواسپه می آید
صبر نزدیک من نمی پاید
هوش مصنوعی: غم مانند یک شتر بارکش به سراغ من میآید و صبر و تحملم مدت زیادی دوام نمیآورد.
روزگارم به خشم می نارد
و آسمانم به سرمه می ساید
هوش مصنوعی: زندگیام به طرز ناخوشایندی میگذرد و آسمان به رنگ غمگینی در آمده است.
رفت روزی که با تو خوش بودیم
هرگز آن روز رفته باز آید؟
هوش مصنوعی: روزی که با تو خوش بودیم، دیگر بر نمیگردد. آیا آن روز که گذشته است، دوباره میآید؟
لب چه خایی برای کشتن من؟
خود فلک پست دست می خاید
هوش مصنوعی: چرا لب تو برای کشتن من باید نزدیک شود؟ خود آسمان هم دست به کار میشود.
زان لب آسایشی بده دل را
زانکه از گریه می نیاساید
هوش مصنوعی: از همان لب، آرامشی به دل بده؛ چرا که دل از بس که گریه کرده، آرام نمیگیرد.
بعد ازینم به بند زلف مبند
کز چنین بسته هیچ نگشاید
هوش مصنوعی: بعد از این، زلفت را به منفذی نبند که از چنین گرهای هیچ چیزی آزاد نخواهد شد.
خسروت چون به عشق شد بنده
خوانیش گر غلام خود، شاید
هوش مصنوعی: وقتی تو به عشق میرسی، مانند خسرو میگویی که ممکن است اگر تو او را بخوانی، به عنوان خدمتکار او درآید.