برگردان به زبان ساده
از نکو بد نگو نمی آید
تو نکویی، نکو نمی آید
هوش مصنوعی: اگر از انسانهای خوب بد بگویی، خوبی به تو نمیرسد و خودت نیز به خوبی نخواهی رسید.
با من اربد کنی، نکو کن، از آنک
بد جز از تو نکو نمی آید
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با من بیمحبت باشی، حداقل به خوبی این کار را انجام بده، زیرا از تو جز خوبی انتظار نمیرود.
می روی سوی باغ با آن لطف
آب در هیچ جو نمی آید
هوش مصنوعی: تو به سوی باغ میروی و با آن زیباییات، هیچ چیز دیگری نمیتواند توجه را جلب کند.
آنکه خورشید می کند بر چرخ
تو کنی به، کز او نمی آید
هوش مصنوعی: آن کس که موجب میشود خورشید در دور تو بچرخد، بدان که از او هیچ خیری نخواهد رسید.
عقل من با تو رفت، وین طرفه
که تو می آیی، او نمی آید
هوش مصنوعی: عقلم با تو رفته است و جالب اینجاست که تو به سوی من میآیی ولی عقل من هیچ وقت برنمیگردد.
تاب سنگین دلت ندارم من
کار سنگ از سبو نمی آید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بار سنگین دل تو را تحمل کنم، چرا که کار من از عهدهی سنگینی سنگ برنمیآید.
دل خسرو که در هوای تو ماند
جای دیگر فرو نمی آید
هوش مصنوعی: دل خسرو که همیشه در عشق تو مانده، هرگز به جای دیگری نمیتواند برود.