برگردان به زبان ساده
لب لعل تو جز به جان نبرد
آشکارا برد، نهان نبرد
هوش مصنوعی: لبهای زیبای تو جز با جان آدمی بازی نمیکنند و در این بازی، عشق نهان و پنهانی دارد.
جان بدینسان که می برد لب تو
هیچ کس از لب تو جان نبرد
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه لب تو جان کسی را نمیبرد.
نرود مه بر اوج در شب تار
تا ز زلف تو نردبان نبرد
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک، ماه نمیتواند به اوج خود برسد، مگر اینکه زلفهای تو بهسان نردبانی او را یاری کنند.
پیش ازین بر خودم یقینی بود
که دلم هیچ دلستان نبرد
هوش مصنوعی: مدتی پیش، به خودم مطمئن بودم که هیچ چیز نمیتواند دل مرا شاد کند.
تو ببردی همه یقین دلم
بر طریقی که کس گمان نبرد
هوش مصنوعی: تو تمام اطمینان و اعتماد دلم را بهراحتی به خود جلب کردی، بهطوری که هیچکس به آن فکر هم نکرد.
چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک
کس جگر پیش میهمان نبرد
هوش مصنوعی: چشمهای پر از اشک و غم به حضورت میآورم، اما هیچکس دلش را در برابر مهمان نمیشکند.
بر دو چشمم روان بود کشتی
کاین همه عمر بر کران نبرد
هوش مصنوعی: بر دو چشمم اشک جاری بود، چون این مدت طولانی در ساحل مبارزه میکردم.
برد از ضعف هر طرف بادم
هرگزم بر تو ناگهان نبرد
هوش مصنوعی: من در برابر ضعف خودم هرگز ناگهان به تو حمله نمیکنم.
خسرو افتاد بر در تو چو خاک
باد را گو کز آستان نبود
هوش مصنوعی: خسرو به درگاه تو اذعان کرده و خود را خوار میداند، چون گرد و غبار بیارزش است و هیچ جایگاهی در این درگاه ندارد.