برگردان به زبان ساده
مدتی شد که یار می ناید
وان بت گلعذار می ناید
هوش مصنوعی: مدتی است که محبوبم نمیآید و آن معشوق زیبا نیز نمیآید.
جان خود را شکار او کردم
رغبتش بر شکار می ناید
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن عشق او تمام وجودم را فدای او کردهام، و حالا او به سمت من میآید و به من علاقهمند شده است.
می شمارند بس که یارانش
بنده خود در شمار می ناید
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی از دوستانش میرسد، اما او خود را در شمار آنها نمیداند و خود را از آنها جدا میبیند.
تا برآورد گرد از دلها
زو دلی بی غبار می ناید
هوش مصنوعی: زمانی که عشق از دلها به اوج میرسد، دلی پاک و بیتغییر از آن سر برمیآورد.
روزگاری که پیشم آمد ازو
پیش او روزگار می ناید
هوش مصنوعی: زمانی که تجربهای را در زندگیام داشتم، دیگران نیز همان تجارب را از پیش برای خود داشتند و به نوعی، چرخهای از زمان و خاطره برقرار است.
آرزویم کنار او چه شود؟
کارزو در کنار می ناید
هوش مصنوعی: آرزویم این است که در کنار او باشم. در حالی که آرزو به واقعیت نمیرسد.
دل من کز قرار خویش برفت
دیر شب برقرار می ناید
هوش مصنوعی: دل من که آرامش خود را از دست داده است، در طول شب به دور دستها رفته و دیگر به وضعیت قبلی خود بازنمیگردد.
مکن، ای دوست، ذکر صبر به عشق
که مرا استوار می ناید
هوش مصنوعی: ای دوست، به عشق کم به یاد صبر نباش، زیرا که من در این احساس قوی و محکم میشوم.
خسروا، گرد عشق می گردی
مگرت جان به کار می ناید
هوش مصنوعی: ای خسرو، چرا در گرد عشق میچرخانی؟ آیا جانت به کار نمیآید؟