برگردان به زبان ساده
یار ما را از آن خویش نشد
بهر بیداد او به کیش نشد
هوش مصنوعی: دوست ما به خاطر ظلمی که کرده، از ما دور شده و ارتباطش را با ما قطع کرده است.
دوش در پاش دیده می سودم
پاش آزرد و دیده ریش نشد
هوش مصنوعی: دیروز در خواب از زیبایی معشوق لذت میبردم، اما ناگهان با پا به من آسیب زد و چشمانم پر از اشک شد.
می دهم جان به عشق و می دانم
که کسی را از آن خویش نشد
هوش مصنوعی: من برای عشق جانم را فدای میکنم و میدانم که هیچکس هنوز به طور کامل به عاشقانهاش نرسیده است.
از تو محروم می روم، چه کنم؟
عمر روزی و عهد بیش نشد
هوش مصنوعی: از تو دور میشوم، چارهای نیست. عمرم به پایان رسید و فرصتی برای ادامه رابطه باقی نمانده است.
صنما، غمزه تو قصابی ست
که پشیمان ز خون میش نشد
هوش مصنوعی: ای زیبای من، لبخند تو مانند قصابی است که از کشتن میش پشیمان نشده و همچنان به کار خود ادامه میدهد.
تا به روی تو چشم کردم باز
هم به رویت که بیش بیش نشد
هوش مصنوعی: هر بار که به چهرهات نگاه میکنم، باز هم آرزو میکنم که زیباییات بیشتر از این باشد، اما انگار هیچ تغییری نمیکند.
دل خسرو که از قرار برفت
بر قرار نخست پیش نشد
هوش مصنوعی: دل خسرو که آرامش خود را از دست داد، هرگز به حالت اولیهاش بازنگشت.