برگردان به زبان ساده
تا رخ تو زلف ترا پیش کرد
زلف تو مه را به پس خویش کرد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی چهرهات زلف تو را در کنار خود قرار داد، زلف تو نور ماه را هم از خود دور کرد.
چشم تو دی ملک جهان می گرفت
مست شد آن غمزه و فرویش کرد
هوش مصنوعی: چشم تو زیبایی و جذابیت دنیا را به خود جلب کرد و آن چهره خندان و دلربا، دنیای اطرافش را تحت تاثیر قرار داد.
دوش دهانت نمکی می فشاند
قطره چکید و جگرم ریش کرد
هوش مصنوعی: دیشب لبهای تو طعمی شور و زیبا داشت و با هر کلمهای که گفتی، قلبم را آزرد.
کرد دلم پاره و دانی که کرد
تیر تو، ای کافر بدکیش، کرد
هوش مصنوعی: دل من را از درد و رنج پارهپاره کردی و میدانی که تیر عشق تو چه بلایی بر سر من آورد، ای کافر بیایمان.
چشم تو در خواب شد او را بگوی
در نتوان بر سگ خود پیش کرد
هوش مصنوعی: چشمان تو خوابش کردهاند، به او بگو نمیتواند بر سگ خود پیشی بگیرد.
خامه خسرو نتواند نوشت
آنچه غمت بر من درویش کرد
هوش مصنوعی: قلم پادشاهی نمیتواند آنچه را که غمت بر من فقیر انجام داد، به تصویر بکشد.