برگردان به زبان ساده
دل ز تو بی غم نتوانیم کرد
درد ترا کم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: دل ما بدون تو نمیتواند خوش باشد و نمیتوانیم بار درد تو را تحمل کنیم.
جرعه ای از جام جفا می کشیم
رطل دمادم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: ما هر لحظه در حال نوشیدن کینه و رنج هستیم و نمیتوانیم به اندازهای که میخواهیم از این وضعیت خودداری کنیم.
کرد غمت بر دل مسکین ما
آن چه که بر غم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: غم تو بر دل ما چنان سنگینی کرد که هیچ کاری از دستمان برای غم ما برنمیآید.
پیش تو خواهیم که آهی کنیم
آه که آن هم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: ما میخواهیم در حضورتان آه و نالهای کنیم، ولی حتی به همین کار هم قادر نیستیم.
از خنکی های دم سرد خویش
دست فراهم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: به دلیل سرمایی که دارم، نمیتوانم از خنکیهای آن به خوبی بهره ببرم.
با دل ریش از تو به هر غصه ای
قصه مرهم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: با دلی که شکسته و پر از غم است، نمیتوانیم برای هر درد و غصه ای دارویی پیدا کنیم.
خسرو، از آن خیر نیابیم برگ
حله آدم نتوانیم کرد
هوش مصنوعی: خسرو، از خوبیها به ما دسترسی نخواهد بود و ما نمیتوانیم به شکل انسان کامل درآییم.