برگردان به زبان ساده
غمم بکشت به کار جهان که پردازد
دلم اسیر شد و نیز جان که پردازد
هوش مصنوعی: غم و اندوه من به قدری شدید است که به همه کارهای زندگیام لطمه زده و دلم در بند این مشکلات گرفتار شده است. همین طور جان من هم در حال رنج کشیدن است و نمیتواند از این وضعیت رهایی یابد.
من و زیادت حاجات و کنج ویرانه
درین بلا به غم خان و مان که پردازد
هوش مصنوعی: من در این وضعیت سخت و در این مکان بیسر و سامان، از نیازهای فراوان خود رنج میبرم و به فکر خانه و خانوادهام هستم که چه بر سرشان خواهد آمد.
هزار شمع جمال آیدم به پیش نظر
دلم به سوختن خود بدان که پردازد
هوش مصنوعی: هزاران شمع زیبایی در مقابل چشمانم میآید و دل من برای سوختن خودش به این موضوع میپردازد.
بدین صفت که تو مشغول حسن خویشتنی
به چاره دل بیچارگان که پردازد
هوش مصنوعی: با این ویژگی که تو در زیبایی خود غرق هستی، دلهای بیچاره چگونه میتوانند از مشکلاتشان رهایی یابند؟
بر آستان تو میرم که زیر دیوارت
چو جان دهم به من ناتوان که پردازد
هوش مصنوعی: من به درگاه تو میآیم، چرا که اگر زیر دیوارت جانم را بگذارم، تو که ناتوانی، ممکن است از من قدردانی کنی.
به همرهی تو رفتن به باغ بیهوده ست
که پیش تو به گل و ارغوان که پردازد
هوش مصنوعی: رفتن به باغ و تماشای گلها و درختان زیبا در حضور تو بیفایده است، چون حضور تو خود بهترین و زیباترین مناظر را به ارمغان میآورد.
روا مدار به دوری هلاک خسرو، از آنک
به جز وصال تو با عاشقان که پردازد
هوش مصنوعی: به خاطر دوری خسرو، هیچ چیز را نپذیر، زیرا تنها ارتباط با توست که عاشقان را شاد میکند.