برگردان به زبان ساده
یک روز یار اگر قدمی سوی من زند
بخت رمیده خیمه به پهلوی من زند
هوش مصنوعی: اگر روزی یارم قدمی به سمت من بردارد، شانس و بخت هم همچون خیمهای در کنار من خواهد بود.
خواهم هزار جان ز خدا تا کنم نثار
در هر قدم که سرو سمن بوی من زند
هوش مصنوعی: میخواهم از خدا هزار جان بگیرم تا در هر قدمی که برمیدارم، آن را فدای عشق و زیبایی سرو و سمن کنم که بوی خوشم را احساس کند.
در خورد دوست نیست مگر اشک چشم من
در پیش مردمان همه در روی من زند
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در نظر دوست اهمیت دارد، اشکهای من است. در برابر مردمی که در اطرافم هستند، همه چیز بر من نمایان است.
مردم در انتظار که کی حلقه بر درم
زلف نگار سلسله گیسوی من زند
هوش مصنوعی: مردم منتظر هستند که چه زمانی معشوق با موهای پیچخوردهاش بر در خانهام بزند.
چشمش هزار قلب شکست، از مژه هنوز
لشکر کشد که بر دل بدخوی من زند
هوش مصنوعی: چشم او باعث شکست هزار دل شده است و مژههایش هنوز میتوانند لشکری را به سمت دل بدمن بفرستند و به آن آسیب برسانند.
خسرو، ز باد صبح رخش دم زنیم و بس
لاف محبتش سر هر موی من زند
هوش مصنوعی: خسرو، ما از صبحگاهان با وزش نسیم، نام او را بر زبان میآوریم و فقط از عشق او سخن میگوییم که در دل و جان ما ریشه دوانده است.