برگردان به زبان ساده
باد صبا ز نافهٔ چینت نمیرسد
بویی به عاشقان غمینت نمیرسد
هوش مصنوعی: باد صبا که بوی خوشی از گیسوان تو دارد، به عاشقانی که در غم تو هستند، نمیرسد.
خاک توییم و چشم تو بر ما نمیفتد
ماهی و پرتوی به زمینت نمیرسد
هوش مصنوعی: ما از خاک تو خلق شدهایم و نگاه تو به ما نمیافتد، مانند ماهی که نور و پرتوی آسمان را به زمین نمیآورد.
شمعی که آسمان و زمین زو منورند
در روشنی به عکس جبینت نمیرسد
هوش مصنوعی: شمعی که آسمان و زمین را روشن میکند، در نور خود به اندازهی چهرهی تو نمیرسد.
گفتم که کام دل بستانم ز لعل تو
دستم به پستهٔ شکرینت نمیرسد
هوش مصنوعی: گفتم که میخواهم از زیبایی و شیرینی تو بهرهمند شوم، اما متوجه شدم که دستانم به شکرینی که در دستت است نمیرسد.
ای دُرجِ لعلِ دوست، مگر خاتمِ جمی
زینسان که دستِ کس به نگینت نمیرسد؟!
هوش مصنوعی: ای گوهر گرانبهای دوست، آیا مانند خاتمی نیستی که هیچکس به نگین تو دسترسی ندارد؟
هرگز تو را چنانکه تویی کس نشان نداد
پای گمان به حد یقینت نمیرسد
هوش مصنوعی: هرگز کسی نتوانسته است تو را به صورت واقعی به دیگران معرفی کند؛ پا گذاشتن در دنیای گمان، هرگز به درک واقعی تو نزدیک نخواهد شد.
مفتی، مپوی بر درِ زندان که امر و نهی
بر عاشقانِ بی دل و دینت نمیرسد
هوش مصنوعی: مفتی، نگران نباش که در کنار زندان مینشینی؛ دستورات و نهیهای تو به دلهای بیعشق و بیدینی که عاشقاند، نمیرسد.
با خار ساز، خسرو، اگر گل به دست نیست
کز گلشن زمانه جز اینت نمیرسد
هوش مصنوعی: اگر در دستت گل نیست، با خارها بساز؛ چون در این جهان جز این دستاوردی دیگر نخواهی داشت.