برگردان به زبان ساده
از حال مات هیچ حکایت نمیرسد
در کار مات بیش عنایت نمیرسد
هوش مصنوعی: از وضعیت من هیچ خبری به کسی نمیرسد و کسی هم به من توجهی نمیکند.
گویند بگسلد چو به غایت رسید عشق
جانم گسست و عشق به غایت نمیرسد
هوش مصنوعی: میگویند اگر عشق به اوج خودش برسد، قطع میشود، اما در مورد من، عشق به اوج نرسید و جانم از آن جدا شد.
گمره چنان شدهست دلم با دهان تو
کش از کتاب صبر هدایت نمیرسد
هوش مصنوعی: دل من به قدری گیج و سردرگم شده است که از زیر زبان تو نمیتواند نقشهای برای صبر و آرامش پیدا کند.
بگذشت دوش زلف و رخت پیش چشم من
ماهی گذشت و شب به نهایت نمیرسد
هوش مصنوعی: دیروز زلف و روی تو از پیش چشمانم گذشت، گویی که ماهی در حال عبور است و شب به انتها نمیرسد.
از خون نوشته قصهٔ دردت رسولِ اشک
هر روز در کدام ولایت نمیرسد
هوش مصنوعی: هر روز قصه درد تو را با اشکهای خود مینویسم، اما نمیدانم در کدام سرزمین این فریاد به گوش میرسد.
ای عقل، بگذر از سرِ خسرو که مر تو را
در کار اهل عشق، کفایت نمیرسد
هوش مصنوعی: ای عقل، از دغدغههای خسرو فارغ شو، چون در مسائل مربوط به عشق، به تو نیازی نیست و کاراییات به کمک نمیآید.