برگردان به زبان ساده
هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
تا حال من به عاقبت کار چون شود
هوش مصنوعی: هر شب خیال تو دلم را متأثر میکند و به اندازهای غمگین میشوم که نمیدانم سرانجام حال من چه خواهد شد.
خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی
کز دست وی قرابه می سرنگون شود
هوش مصنوعی: زمانی که چشمان تو به خشم و التهاب میآید، مانند ساقیای میشود که وقتی همین ساقی یک ظرف پر از شراب را رها کند، آن شراب به زمین میریزد و به فساد میافتد.
باران اشک خانه چشمم خراب کرد
دستم هنوز زیر زنخدان ستون شود
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند باران بر صورتام ریخته و چنان عمیق و دردناک است که خانهی وجودم را ویران کرده است. در حالی که هنوز دستم زیر چانهام قرار دارد و به نوعی انتظار فکری یا احساسی را میکشم.
تا با کمال حسن چو ماهی برآمدی
هر شب به چرخ کاهش من بر فزون شود
هوش مصنوعی: زمانی که تو با زیبایی کامل همچون ماه ظاهر میشوی، هر شب نور و زیبایی من بیشتر میشود.
یک ره اگر چو کبک خرامی به سوی باغ
گر کبک بیندت به تگ پا برون شود
هوش مصنوعی: اگر همانند کبکی آرام و با وقار به سمت باغ حرکت کنی، اگر کبکی تو را ببیند، به سرعت از آنجا خواهد رفت.
دل را بسوختی و هنوز از برای تو
سوگند می خورد که به آتش درون شود
هوش مصنوعی: دل را آتش زدی و هنوز به خاطر تو قسم میخورد که در آتش درونش بسوزد.
یکبارگی خیال تو ما را زبون گرفت
زینگونه کس چگونه کسی را زبون شود؟
هوش مصنوعی: ناگهان خیال تو ما را به وحشت انداخت. چگونه ممکن است کسی به این اندازه تحت تأثیر قرار بگیرد؟