برگردان به زبان ساده
عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد
اهل صلاح را به قدح نوشی آورد
هوش مصنوعی: عشق تو هرگونه جهل و بی خبری را با خود به همراه آورد و افرادی که در حال رستگاری و صلاح هستند را به خوشحالی و شادمانی دعوت کرد.
رخسار تو که توبه صد پارسا شکست
نزدیک شد که رو به سیه پوشی آورد
هوش مصنوعی: چهرهی تو که دلهای پارسا را به توبه وادار میکند، به زودی به سمتی میآید که به سیاهپوشی گرایش پیدا کند.
شوق تو شحنه ایست که سلطان عقل را
موی جبین گرفته به چاوشی آورد
هوش مصنوعی: شوق تو مانند یک نگهبان است که ذهن و فکر را به تسخیر خود درآورده و به دنبال تو میکشد.
مردن به تیغ تو چو به کوشش میسر است
مرده ست آنکه میل به کم کوشی آورد
هوش مصنوعی: اگر کسی با تبر تو بمیرد، این مرگ شایستهای است؛ ولی کسی مرده است که به تنبلی و کمکاری راضی شده باشد.
گفتم که زان لب از پی دیوانه شربتی
گفت «این مفرحی ست که بیهوشی آورد»
هوش مصنوعی: گفتم که از آن لب شکری بنوشم، او پاسخ داد: «این نوشیدنی نشاطآور است که آدم را بیهوش میکند.»
من ناتوان ز یاد کسی گشتم، ای طبیب
آن دارویم بده که فراموشی آورد
هوش مصنوعی: من از یاد کسی که در دلم جا دارد، ناتوان و ضعیف شدهام. ای پزشک، دارویی به من بده که باعث فراموشی او شود.
خسرو، اگر فسون پری نیست در سرت
چشم از فسون بپوش که مدهوشی آورد
هوش مصنوعی: ای خسرو، اگر سحر و جادو در وجود تو نیست، بهتر است که از این سحر و جادو دوری کنی، زیرا این چیزها میتوانند تو را گیج و مدهوش کنند.