برگردان به زبان ساده
من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
تا نکنی ملامتی غمزه کینه توز را
هوش مصنوعی: من برای جلب توجه و عشق تو، دل به خواستههایم میزنم و از تیرهای زخمی عشق استفاده میکنم تا نگرانی و عیبجویی تو را از خودم دور کنم.
دین هزار پارسا در سر گیسوی تو شد
چند به ناکسان دهی سلسله رموز را
هوش مصنوعی: دین و ایمان افرادی زیاد در موهای تو جمع شده است؛ تو چرا به کسانی که لیاقت ندارند، اسرار این مسائل را میدهی؟
گویم وصل، گوییم رو که هنوز چند گه
وای که چون برون برم از دلت این هنوز را
هوش مصنوعی: میگویم که به هم رسیدیم، اما تو میگویی برو، چون هنوز زمان زیادی نگذشته است. وای بر من که وقتی از قلبت خارج شوم، همچنان این احساس در من باقی میماند.
قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی
سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را
هوش مصنوعی: عشق خود را با دیگران در میان بگذار، اما آیا سنگتراش میتواند ارزش و زیبایی گوهر درخشان را درک کند؟
ساقی نیم مست من جام لبالب آر تا
نقل معاشران کنم این دل خام سوز را
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من یک جام پر از شراب بده تا بتوانم این دل بیتجربه و سوزان را برای دوستانم تعریف کنم و خوشیها را با آنها به اشتراک بگذارم.
بس که ز آه ناکسان تیره شده ست روز من
نیست دو دیده بنگرم این شب تیره روز را
هوش مصنوعی: به خاطر نالهها و اندوههای مردم بیچاره، روزهایم خیلی تاریک شده است. وقتی به این شب تاریک نگاه میکنم، متوجه میشوم که حتی دو چشم هم نمیتوانند این وضعیت را تحمل کنند.
جان چو خسروی و بس زخم تو وه که برکسی
باری اگر همی زنی تیر درونه دوز را
هوش مصنوعی: جان تو مانند یک پادشاه است و زخمهای محبتت بسیار است. وای به حال کسی که اگر تیر عشق تو را بر قلبش بزند، چه بلایی بر سرش خواهد آمد.