برگردان به زبان ساده
گذشت آرزو از حد به پای بوس تو ما را
سلام مردم چشمم که گوید آن کف پا را
هوش مصنوعی: گذشتن آرزوها به مرزهای دیوانگی را میگوید، جایی که ما به پای تو تعظیم میکنیم. سلام از جانب مردم چشمانم میآید که صحبت میکنند و پاهای تو را تحسین میکنند.
تو می روی و ز هر سو کرشمه می چکد از تو
که داد این روش و شکل سرو سبز قبا را
هوش مصنوعی: تو در حال رفتن هستی و از هر طرف زیباییها و جذابیتهایت به چشم میآید. چه کسی به تو این حالت و شکل زیبا را داده است؟
مراست یاد جمالت به دل چنانکه به دیده
خیال خوان کریمان به روز فاقه گدا را
هوش مصنوعی: یاد زیباییات در دل من چنان است که در دیده نیکو خیال میکنم. مانند نیکو کردن کریمان به گدا در روزهای سختی و نیاز.
برون خرام دمی تا برآورند شهادت
چو بنگرند خلایق کمال صنع خدا را
هوش مصنوعی: مدتی بیرون بیا و جلوه کن تا مردم بتوانند آثار زیبایی آفرینش خدا را ببینند و گواهی دهند.
سخن ز خواستن خط مشکبار تو گفتم
بخاست موی براندام آهوان ختا را
هوش مصنوعی: من درباره خواستهای که داری صحبت کردم، همان خواستهای که به زیبایی و دلانگیزی موی براندام آهوان ختا میماند.
چو در جفات بمیرم، بخوانی آنچه نوشتم
بر آستان تو از خون دیده حرف وفا را
هوش مصنوعی: اگر در غم و اندوه بمیرم، تو میخوانی آنچه را که من از اشک چشمانم درباره وفا برایت نوشتم.
فلک که می برد از تیغ بندبند عزیزان
گمان مبر که رساند بهم دو یار جدا را
هوش مصنوعی: آسمان که با بیرحمی خود عزیزان را از هم جدا میکند، تصور نکن که میتواند دو دوست را به هم برساند.
دران مبین تو که شور است آب دیده عاشق
که پرورش جز از این آب نیست مهرگیا را
هوش مصنوعی: در آنجا که عشق و اشک در هم تنیدهاند، بدانی که عشق حقیقی فقط با رنج و چشیدن غم به وجود میآید و محبت بزرگ نمیتواند جز از دل خالی و پردرد جوانه بگیرد.
صبا نسیم تو آورد و تازه شد دل خسرو
چنین گلی نشکفته ست هیچگاه صبا را
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی تو دل خسرو را شاداب کرد و هیچگاه چنین گلی از دلش شکفته نشده است.