برگردان به زبان ساده
ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد
هوش مصنوعی: ما از سفر به سوی محبوب خود ناتوانیم، زیرا هیچکس در زندگی خود بیعمر نمیماند.
وصف دهان شیرین می گویم و ندانم
در وصف او چه گویم کان مختصر نباشد
هوش مصنوعی: توصیف لبهای شیرین را میگویم، اما نمیدانم چگونه او را توصیف کنم، زیرا کلامم به اندازهی زیباییاش کوتاه و ناچیز است.
زلف ترا به هر سو باد افگند ازان رو
تا بار خسته دلها بر یک دگر نباشد
هوش مصنوعی: موهای تو به هر سو در وزش باد گسترش یافته است، تا اینکه بار غم و دلشکستگی دلها بر روی یکدیگر نباشد.
وصل تو بی رقیبان هرگز نشد میسر
بی خار و خس کسی را گل در نظر نباشد
هوش مصنوعی: وصل تو بدون رقبای عشق هرگز برای کسی ممکن نشد؛ کسی که در دلش گل نداشته باشد، خار و خس را نمیبیند.
بر آه دردمندان خود را سپر نسازی
کاین تیر پر بلا را سهم از سپر نباشد
هوش مصنوعی: اگر برای درد و رنج دیگران خود را محافظت نکنید، تیرهای بلا به شما آسیب خواهند رساند و نمیتوانید از خود در برابر آنها محافظت کنید.
بر آستان شاهی درویش بی نوا را
غیر از در گدایی راه دگر نباشد
هوش مصنوعی: درویش بینوا، جز درِ گدایی و درخواست، راه دیگری برای ارتباط با شاه ندارد.
با تو کجا رساند قاصد سلام خسرو؟
جایی که محرم آنجا باد سحر نباشد
هوش مصنوعی: با تو، قاصد نمیتواند سلام خسرو را به جایی برساند که در آنجا راز و مطلبی که باید پنهان بماند، وجود ندارد.