برگردان به زبان ساده
دلبر من دوش که مهمان رسید
در شب هجرم مه تابان رسید
هوش مصنوعی: دلبر من دیشب وقتی که مهمانی آمد، در شب دوری از او، ماه نورانی نمایان شد.
ذره نم از چشمه خورشید یافت
مورچه را ملک سلیمان رسید
هوش مصنوعی: یک ذره از نور خورشید بر روی مورچه نشسته بود و این باعث شد که او به مقام و جایگاه بلند مانند ملک سلیمان برسد.
سایه صفت پست شدم زیر پاش
چون به من آن سرو خرامان رسید
هوش مصنوعی: وقتی آن سرو خوشقد و قامت به من رسید، احساس حقارت و پستی کردم و مانند سایهای زیر پاهای او قرار گرفتم.
زیستنم باد مبارک که باز
در تن مرده قدم جان رسید
هوش مصنوعی: زندگیام خوشا که دوباره در وجود مردهام روحی تازه دمیده شده است.
آتش دل کشته شد و من شدم
زنده چو آن چشمه حیوان رسید
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق سوخت و من دوباره زنده شدم، مانند وقتی که آب حیات به جریان میافتد.
جلوه طاووس چرا ناورد
پر مگس کان شکرستان رسید؟
هوش مصنوعی: چرا طاووس زیباییاش را به نمایش نمیگذارد و فقط مگس را جذب میکند وقتی که عطر شیرین به وجود آمده است؟
گریه خسرو چو نگه کرد، گفت
خانه روم باز که باران رسید
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو نگاهش به سمت دیگری افتاد، با اندوه گفت که به خانه برمیگردد، چون باران آمده است.