برگردان به زبان ساده
گل ز روی تو فرو می ریزد
مشک در زلف تو می آویزد
هوش مصنوعی: گلها از زیبایی روی تو به زمین میافتند و عطر خوش مشک به زلفهای تو میچسبد.
از پی دیدن روی چو گلت
باد صد نقش همی انگیزد
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن چهرهات، نسیم بهاری صدها تصویر و نقش زیبا را به ذهن میآورد.
هر که آن خط مسلسل بیند
خاک بر خط دبیران ریزد
هوش مصنوعی: هر کس که آن خط زیبا و پیوسته را ببیند، بر خط نویسندگان و دبیران خاک میریزد.
چون سحر بوی تو آید به چمن
باد صبح از سر گل برخیزد
هوش مصنوعی: وقتی صبح که بوی تو در فضا پیچیده، نسیم از میان گلها به راه میافتد.
دست شستم ز دل خون گشته
زانکه با زلف تو می آمیزد
هوش مصنوعی: دستهایم را شستم چون دلام پر از خون شده است، زیرا موهای تو با آن درهم آمیخته شدهاند.
چشم بیمار تو از خون دلم
می خورد باده نمی پرهیزد
هوش مصنوعی: چشمان بیمار تو به خاطر درد و رنج من دلی پر از خون از من میخورند و بادهای که مینوشند، از من پرهیز نمیکند.
سر نهاده ست چو خسرو به غمت
سر نهد، گر ز غمت بگریزد
هوش مصنوعی: مثل اینکه خسرو در غم تو سرش را به زمین گذاشته است و اگر هم از غمت فرار کند، باز هم نمیتواند از درد دوری تو بگذرد.