برگردان به زبان ساده
روی خوبت آفت جانی نمود
دیده را صد گونه حیرانی نمود
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو، جان مرا تحت تأثیر قرار داد و چشمانم را به انواع مختلفی از حیرت و شگفتی واداشت.
غنچه کوچک دهن پیش لبت
چون که رو بگشاد زندانی نمود
هوش مصنوعی: غنچه کوچک زمانی که دهنش را به سمت لبهای تو باز کرد، در واقع خود را در دام و اسارت تو قرار داد.
چشم او بنمود زلفت را به من
مست بد ناگه پریشانی نمود
هوش مصنوعی: چشم او زلف تو را به من نشان داد و ناگهان مرا در حالتی آشفته و پریشان قرار داد.
کافران را بر دل من دل بسوخت
بس که چشمت نامسلمانی نمود
هوش مصنوعی: کافران چنان در دل من نفوذ کردند که چشم تو، که نشان دهنده عدم ایمان است، باعث سوختن قلبم شد.
لعل تو انگشتری خط را سپرد
دیو را ملک سلیمانی نمود
هوش مصنوعی: گوهری که در انگشتر توست، دیو را به زانو درآورده و قدرتی مانند سلطنت سلیمان به آن داده است.
آینه بودی و زنگارت گرفت
روی کس را بیش نتوانی نمود
هوش مصنوعی: تو مثل آینهای که بر اثر زنگ زدگی، نمیتوانی چهره کسی را به درستی نشان بدهی.
خواستم دی از لبت بوسی، لبت
خنده ای بنمود و پنهانی نمود
هوش مصنوعی: خواستار بوسیدن لبت بودم، اما لبانت تنها خندهای به من نشان داد و در پشت آن، رازهایی نهفته بود.
دید خسرو کاین سخن نزدیک نیست
روز بنشست و ثناخوانی نمود
هوش مصنوعی: خسرو متوجه شد که این سخن نزدیک به حقیقت نیست، بنابراین نشست و شروع به ستایش و تمجید کرد.