برگردان به زبان ساده
رَخت صبوری تمام، سوخته شد سینه را
شعله فروزان هنوز آتش دیرینه را
هوش مصنوعی: آرامش و صبر من به پایان رسیده و حالا سینهام در آتش شعلهور است. شعلهای که سالهاست شعلهور بوده، هنوز روشن است.
غم که مرا در دل است کس نکند باورم
پیش که پاره کنم وای من این سینه را
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل دارم، کسی به درستی درک نمیکند. من به قدری از این درد رنج میبرم که حتی گاهی به فکر پاره کردن این سینهام میافتم. وای به حال من!
رخ بنما بر مراد، گر نه به خون منی
آب به سیری مده تشنهٔ دیرینه را
هوش مصنوعی: به من نشان دهی صورتت را وگرنه با مرگ من بازی نکن. آب به اندازهی کافی به تشنهی قدیمی نده.
توبه ز می کرده بود دل که تو ساقی شدی
باز همان حال شد احمد پارینه را
هوش مصنوعی: دل از نوشیدن شراب توبه کرده بود، اما وقتی تو به عنوان ساقی دوباره به میخانه آمدی، دوباره همان حال و هوای گذشته به سراغش آمد.
من چو ز سر خواستم، چشم تو پیکار جُست
خنجر نو ده به دست تُرکِ کهنکینه را
هوش مصنوعی: وقتی از سر خودم خواستم، چشمان تو با چالشی همچون جنگ روبرو شد، در حالی که به دست یک ترک قدیمی، چاقوی نو و تندی ارائه میشود که نشاندهنده کینه و دشمنی است.
صوفی ما شد خراب دوش به یک بانگ چنگ
پیش بریشم کشید خرقهٔ پشمینه را
هوش مصنوعی: دیشب صوفی ما در حال مستی و شیدایی بود و با صدای دلنواز چنگ، لباس پشمیاش را کنار کشید.
بر سر خسرو اگر طعنه زند هر کسی
روی سیاه مراست عیب تو آیینه را
هوش مصنوعی: اگر هر کسی به خسرو طعنهای بزند، در واقع عیب او بازتابی از عیب خود من است، مثل اینکه عیب تو در آینه نمایان میشود.