برگردان به زبان ساده
رفت آنکه چشم راحت خوش میغنود ما را
عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را
هوش مصنوعی: آنکه آرامش و راحتی ما را فراهم میآورد، رفت. حالا عشق برای ما آمده و از عمق وجودمان غمی را به همراه دارد.
تاراج خوبرویی در ملک جان در آمد
آن دل که بود وقتی گویی نبود ما را
هوش مصنوعی: جمشید در زیبایی و جذابیت، در دل ما وارد شد و غوغایی به پا کرد. دل ما که زمانی احساس امنیت میکرد، اکنون در این حالت بیپناهان به سر میبرد و غمگین است.
پاسنگ خویش بودم در گوشهٔ صبوری
بادی ز سویت آمد اندر ربود ما را
هوش مصنوعی: من در کنار صبر و استقامت خود را حفظ کرده بودم، اما ناگهان بادی از سوی تو مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد و به سوی خود کشید.
هر روز در شب غم خوش میکند سرایم
آن دیدنی که اول خوش مینمود ما را
هوش مصنوعی: هر روز در شب غم، خانهام را با یاد او شاد میکنم؛ آن تصویر زیبایی که ابتدا برای ما دلنشین بود.
از خاک هستی ما گرد عدم برآمد
ای کاشکی نبودی ننگ وجود ما را
هوش مصنوعی: ما از خاک به وجود آمدهایم و اگر کاشکی نمیبودیم، ننگ وجود ما از بین میرفت.
ممکن نگشت توبه ما را ز روی خوبان
گیتی به محنت و غم چند آزمود ما را
هوش مصنوعی: توبه ما به خاطر زیباییهای دنیا از بین نرفت؛ بلکه ما را با سختیها و دردها آزمایش کردند.
امروز کو که بیند سرمست و بتپرستم
آن کو به نیکنامی دی میستود ما را
هوش مصنوعی: امروز چه کسی را داریم که مست و شیفتهی بتها را ببیند؟ آن کسی که در گذشته به خاطر نیکویی و نام نیک ما را ستایش میکرد.
تیغی ز درد باید محنتزدای عاشق
کز صیقل محبت نتوان زدود ما را
هوش مصنوعی: برای رهایی از رنجهای عشق، باید سلاحی برنده از جنس درد داشته باشیم، زیرا نمیتوانیم آثار محبت را از دلمان پاک کنیم.
خسرو چو نیست زآنها کز تو برد به کشتن
این پندهای رسمی دادن چه سود ما را
هوش مصنوعی: خسرو وقتی در میان آنها نیست، از تو به کشتن میرسد. این نصیحتهای ظاهری چه فایدهای برای ما دارد؟