برگردان به زبان ساده
دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد
ناله من همه کو را شغب و زاری داد
هوش مصنوعی: شب گذشته تو با آتش سوزاندی و در عوض، گریهام به من کمک کرد. صدای نالهام به همه جایی که میرسید، درد و زاری را منتقل کرد.
چشم دارم که به خواب اجلم خسپاند
خاک کویت که مرا سرمه بیداری داد
هوش مصنوعی: چشمی دارم که خواب را به من میدهد، خاک کویت باعث بیداریام شده و مانند سرمهای است که چشمم را باز میکند.
مست بگذشتی و شد بیخودیم رهزن عشق
تا که همراه شد و بخت کرا یاری داد
هوش مصنوعی: خود را در حالتی سرزمین عشق یافتم که تو با بیخبری از کنارم گذشتی. آن عشق، مانند دزدی است که در عمق وجودم نفوذ کرده است. حالا که عشق به من پیوسته و بخت نیز به من یاری کرده، این حال مرا دچار مستی و هشیاری کرده است.
همه شب خلق در آسایش و من در فریاد
روز بد بین که دلم را چه گرفتاری داد؟
هوش مصنوعی: تمام شب مردم در آرامش هستند، اما من در حال فریاد زدنم. روز بدی را سپری میکنم و نمیدانم دل من چه مشکلی پیدا کرده است.
یارب، از خون منش هیچ نگیری دامن
گر چه در کشتن من داد جفا کاری داد
هوش مصنوعی: خداوندا، هرگز دامن خود را به خون من آلوده نکن، هرچند که در کشتن من ظلم و ستم کردی.
عقل کو بر سر من کار نمایی کردی
کارم افتاد، چو بر جان خط بیزاری داد
هوش مصنوعی: عقل تو چطور بر من تسلط پیدا کردی، که کار من خراب شد، مانند اینکه بر جانم خط ناراحتی نوشتهای.
همه در بار تو بستند دل و خسرو بین
داد عقل و دل و دین، نیز به سر باری داد
هوش مصنوعی: همه به خاطر تو دلشان را به تو سپردهاند و خسرو نشان میدهد که عقل، دل و دین چگونه درباره تو نظر میدهند و همگی بار سنگینی را به دوش دارند.