برگردان به زبان ساده
هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهد
دل بیچاره ترا چون دل من آن خواهد
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیباییهای طبیعت مانند سبزه و دشت و گلستان لذت میبرد، دل بیچارهام را مثل دل خودش میخواهد.
نیک تنگ آمدم از خود، ز پی کشتن من
خنده گو کز لب خونخوار تو فرمان خواهد
هوش مصنوعی: من از خودم به شدت خسته شدهام، از این که میخواهم تو را به خنده وادار کنم، چون میدانم که لبهای خطرناک تو میخواهند فرمان بدهند.
خواندیم از پی قربان چو به مهمانی وصل
آمدم اینک، اگر وصل تو قربان خواهد
هوش مصنوعی: خواندیم که وقتی به مهمانی وصال تو رفتم، حالا اگر قربانی تو میشوم، این وضعیت است.
چشم تو کشت مرا، غم دیت از دل طلبید
تیغ هندو کشد و تیغ مسلمان خواهد
هوش مصنوعی: چشمان تو باعث مرگ من شدند و غم دیدار تو از دل من بیرون رفت. از سوی دیگر، اگر تیغ هندو به من صدمه بزند، تیغ مسلمان هم مرا خواهد زد.
در غم زلف تو دل می دهم و می ترسم
که نباید که مرا دل دهد و جان خواهد
هوش مصنوعی: در احساس غم زلف تو، قلبم را فدای عشق تو میکنم، اما نگرانم که نباید این کار را بکنم، چون ممکن است جانم را هم بگیرد.
رنجه شد دوش خیال تو به پرسیدن من
چشم را گو که ز من عذر فراوان خواهد
هوش مصنوعی: دیروز خواب تو باعث زحمت من شد. به چشمم بگو که برای من دلیل زیادی برای عذرخواهی خواهد داشت.
خواستم شب ز تو یک بوسه به جانی بخرم
شرمم آمد که چنین تحفه کس ارزان خواهد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که شخصی میخواست در عوض یک بوسه از محبوبش، بهایی به اندازه جانش بپردازد، اما از این کار شرمنده میشود، زیرا چنین هدیهای به نظرش کمارزش و ارزان میآید.
حال خسرو ز غمت گشت پریشان، آری
عشق خوبان همه گر حال پریشان خواهد
هوش مصنوعی: حال خسرو به خاطر غم تو به هم ریخته است، بله عشق به زیبارویان همیشه چنین حالتی را به همراه دارد.