برگردان به زبان ساده
ای که از خاک درت دیده منور گردد
وصف روحت چو کنم، روح معطر گردد
هوش مصنوعی: ای کسی که نور چشمان من از خاک در تو تابیده میشود، اگر بخواهم تو را توصیف کنم، روح من هم خوشبو و معطر خواهد شد.
دیده در زیر قدمهات نمی گرید، از آن
که مبادا کف پای تو به خون تر گردد
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر تو نمی گرید، چون نکند پای تو را به خون آلوده کند.
گوش بگرفت، چو بشنید رقیبت سخنم
گوش ابلیس چو قرآن شنود کر گردد
هوش مصنوعی: چون رقیب من صحبتهایم را شنید، تو گوش خود را بست و مانند ابلیس که وقتی قرآن میشنود، کر میشود، تو نیز بیتوجه شدی.
ناوکی بر دل ریشم فگن، ای دیده من
تا بود ریش درونم به برون سر گردد
هوش مصنوعی: ای چشم من، وقتی که دل من زخمدیده است، تا زمانی که احساساتم در درونم باقیمانده، حتماً بگذار که این دردها به بیرون نیز برسند.
ای بسا جان به سر کوی تو شد خون و هنوز
می رود تا به سر کوی تو محشر گردد
هوش مصنوعی: بسیاری از جانها برای رسیدن به کوی تو جان باختهاند و هنوز هم عدهای در حال رفتن هستند تا به آنجا برسند و همه چیز به هم ریخته شود.
سازمش خون و به پیش سگت اندازم، اگر
بی جراحت ز سر کوی تو دل برگردد
هوش مصنوعی: اگر کسی جز با درد و زخم از حضور تو فاصله بگیرد، من جان و قلبم را فدای تو کرده و آن را به پای سگت میریزم.
اشک خسرو همه از خون جگر ساخته است
از قدمهات چو ریزم، همه گوهر گردد
هوش مصنوعی: خسرو با اشکهایش، که از درد قلبش نشأت گرفته، به زیبایی بیان میکند که وقتی از پای تو قدم برمیدارم، تمامی این اشکها به گوهر تبدیل میشوند.