برگردان به زبان ساده
تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
گاه در وصل و گهی در غم هجران گذرد
هوش مصنوعی: فراموش نکن که همه زمانها یکسان نیستند؛ گاهی در کنار محبوبی و گاهی هم در سختی درد جدایی به سر میبری.
از دم من چو دم صبح شود آتشبار
هر نسیمی که بر اطراف گلستان گذرد
هوش مصنوعی: وقتی که من به زندگی و وجودم جان میبخشم، هر نسیمی که به اطراف گلستان بیفتد، مانند آتش شعلهور میشود.
گر به گوشش برسد ناله من، نیست عجب
بار همواره بر اطراف سپاهان گذرد
هوش مصنوعی: اگر صدای نالهام به گوشش برسد، تعجبی ندارد که بارها بر اطراف سپاهان بگذرد.
عالمی بهر نثارش همه جانها بر کف
آه ازان لحظه که آن سرو خرامان گذرد
هوش مصنوعی: وقتی که آن سرو زیبای در حال حرکت از کنار بگذرد، همه جانها برای قربانی کردن خود برای او آمادهاند و این لحظه بسیار اندوهناک است.
برسان سلسله یکبار به دستم، تا چند
در خم زلف توام عمر پریشان گذرد
هوش مصنوعی: لطفا یکبار رشته زلفت را به دستم برسان، تا من ندانم که چقدر عمرم در خم زلف تو تلف میشود.
گرنه از صبر هزاران سخن آرم در پیش
ناوک غمزه او آید و از جان گذرد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از صبر و استقامت خود بگویم، هزاران داستان میتوانم مطرح کنم، اما وقتی تیر ناز او به سمت من بیفتد، همه چیز را فراموش میکنم و از جانم میگذرم.