برگردان به زبان ساده
بر من، ار دولت وصل تو مقرر میشد
کارم از لعل گهربار تو چون زر میشد
هوش مصنوعی: اگر ممکن بود که وصل تو خوشبختی من را تعیین کند، کارم از لعل گرانبهای تو، چون طلا میشد.
دوش گفتم، نتوان دید به خوابت، لیکن
با فراق تو مرا خواب مقرر میشد
هوش مصنوعی: شب گذشته به تو گفتم که نمیتوانم در خواب تو را ببینم، اما با فاصلهای که از تو دارم، خواب برایم به جایی آسوده تبدیل میشود.
شرح هجران تو گفتم، بنویسم، لیکن
ننوشتم که بسی عمر در آن سر میشد
هوش مصنوعی: من دربارهی دوری تو صحبت کردم و میخواستم بنویسم، اما ننوشتم، زیرا میدانستم که زمان زیادی صرف آن خواهد شد.
بارها شمع بکشتم که نشینم تاریک
خانه دیگر ز خیال تو منور میشد
هوش مصنوعی: بارها تلاش کردم که شمعی را خاموش کنم و در تاریکی خانه بنشینم، اما باز هم خیال تو باعث میشد که نور بر افروزد.
عقل وارون ز تمنای تو منعی میکرد
عشق می آمد و او نیز مسخر میشد
هوش مصنوعی: عقل به دلیل خواستههای تو مانع میشد، اما عشق میآمد و او هم تحت تأثیر قرار میگرفت.
گرچه بسیار بگفتم نیامد در گوش
خوشتر از نام تو، با آنکه مکرر میشد
هوش مصنوعی: با اینکه بارها کلامی زیبا و دلنشینتر از نام تو شنیدم، اما هیچکدام به اندازه نام تو در گوشم خوش نمینشیند.