برگردان به زبان ساده
یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
آسودگان وصل را رنجور هجران کرده است
هوش مصنوعی: ای خدا، چه بر سر ما آمد که آن معشوق لُکومند، دوستان را از هم جدا کرده و خوشیهای وصال را به غم جدایی تبدیل کرده است.
گردون مگر آن یار را بر من دگر سان ساخته
با بخت بی سامانم از مهرش پشیمان کرده است
هوش مصنوعی: شاید آسمان به گونهای دیگر یارم را برای من آفریده و با بینظمی بخت من، مرا از عشق او پشیمان کرده است.
غمگین مشو،ای دل،اگر در ششدری از نقش دوست
کین مهره باز آسمان اینها فراوان کرده است
هوش مصنوعی: دل غمگین نباش، حتی اگر در شش دربی از دوستی دچار افسردگی شدهای، زیرا آسمان این مهرهها را به وفور فراهم کرده است.
روزی گرم از دولت وصلش درونی شاد شد
روز فراق دوستان چون بیت احزان کرده است
هوش مصنوعی: روزی در حالتی شاد و خوشی از شیرینی ملاقات او بهرهمند شدم، اما اکنون در روز جدایی از دوستانم، حالت من مانند شعری غمانگیز و پر از اندوه شده است.
بر هر مژه عشاق را بشکفت نسرین سرشک
تا آن گل از اهل نظر رخسار پنهان کرده است
هوش مصنوعی: بر روی هر مژهی عاشقان، اشکهایی مانند گل نسرین میروید تا چهرهی آن گل، از دید اهل نظر پنهان بماند.
در حلقه شوریدگان آشوب و غوغا می رود
گویا مگر هندوی من کاکل پریشان کرده است
هوش مصنوعی: در جمع عاشقان، هرج و مرج و هیاهو برپاست. به نظر میرسد که معشوق من، با موهای پریشانش، باعث این شور و شوق شده است.
زاهد که دامن می کشد از رندی تو، خسروا
باری ندانم یک نفس سر در گریبان کرده است
هوش مصنوعی: زاهد که به خاطر پرهیزکاریاش از آزادگی و خوشگذرانی تو دوری میکند، نمیداند که پیوسته در دنیای خود غرق شده و سرش را در مشکلات و دغدغهها گم کرده است.