برگردان به زبان ساده
بتی کز ویم رو به دیوانگی ست
اگر جان توان برد فرزانگی ست
هوش مصنوعی: اگر کسی با عشق و شوق به دیوانگی برسد، نشاندهنده این است که اگر جانش را هم فدای این عشق کند، در واقع به عقل و دانایی دست یافته است.
زدم دی به زنجیر گیسوش دست
مرا گفت، باز این چه دیوانگی ست
هوش مصنوعی: مو را به زنجیر گیسویش بستم و او دستم را گرفت و گفت: این چه نوع دیوانگی است؟
دلم برد بر بوسه پروانه وار
ستد جان که این حق پروانگی ست
هوش مصنوعی: دل من به عشق بوسهای شاد و شگفت زده شده است؛ چرا که این نشانهای از عشق و شیدایی است که مخصوص پروانههاست.
درونم پر از یار گشت و هنوز
ازان سو که یارست بیگانگی ست
هوش مصنوعی: دلم پر از عشق و محبت است، اما هنوز در دنیای بیرون، احساس تنهایی و بیگانگی میکنم.
نگارا، خیال ترا مدتی ست
که با مردم دیده همخانگی ست
هوش مصنوعی: ای زیبای من، مدتی است که تصور تو به گمان من با دیگران در آمیخته و همراهی میکند.
مرا کشتی آخر تراکس نگفت؟
که بیچاره کشتن نه مردانگی ست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آیا واقعاً غمانگیز نیست که کشتی من به دلیلی از تو میرسد، در حالی که کشتن یک انسان نشاندهنده شجاعت و مردانگی نیست. به نوعی، این گفتار به نگرانکننده بودن وضعیت اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که درگیری و کشتن دیگران عملی نادرست و غیرمنصفانه است.
شد از عشق خال تو خسرو هلاک
چو مرغی که مرگش زبی دانگی ست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به خال تو، خسرو به هلاکت رسید، مانند پرندهای که مرگش به خاطر زینت و زیباییاش است.