برگردان به زبان ساده
صبا کو به بوی تو جان پرور است
دل خلق را سوی تو رهبر است
هوش مصنوعی: نسیم، با عطر تو جان بخش است و دلهای مردم را به سوی تو راهنما میشود.
به دنباله زلف مگذار کار
دلی را کز آن زلف در هم تر است
هوش مصنوعی: به خاطر زلفهای پیچیده و زیبا، دل خود را درگیر نکن، چون این زلفها حتی پیچیدهتر و سختتر از آنچه که فکر میکنی هستند.
برون بر ازین چشم پر خون من
که از خون چرا آستانت تر است
هوش مصنوعی: از این چشمان پر از اشک و خون من دور شو، چرا که این اشکها و خونها به قدری زیاد است که دامان تو را نیز تر کرده است.
سراندازیم به که رانی ز در
که سر بی در دوست درد سر است
هوش مصنوعی: ما برای چه کسی خود را به زحمت بیندازیم در حالی که درِ دوستی را پیدا نمیکنیم؟ در حقیقت، بیدری از درد و رنج دوستی بدتر است.
دریغ است خاک درت بر سرم
که این سر نه لایق بدان افسر است
هوش مصنوعی: متأسفم که خاک خانهات بر سرم بریزد، زیرا این سر شایسته چنین تاجی نیست.
زهی طعن جاوید خورشید را
که گویند معشوق نیلوفر است
هوش مصنوعی: چقدر زیباست که بگویند خورشید همیشه جاویدان است و معشوق نیلوفر است.
مگس قند و پروانه آتش گزید
هوس دیگر و عاشقی دیگر است
هوش مصنوعی: مگس به سراغ قند رفت و پروانه هم به سمت آتش میرود، این نشان میدهد که احساسات و عشقهای جدیدی در دل وجود دارد.
بمیرم درین سوز من عاقبت
که هیزم پس از شعله خاکستر است
هوش مصنوعی: من به شدت دلم برای این آتش سوزان میتپد و میدانم که سرانجام، مثل هیزم که بعد از سوختن به خاکستر تبدیل میشود، من نیز به این وضعیت دچار خواهم شد.
کجا یابم آن خانه ویران شده
که هر شب به جان خراب اندر است
هوش مصنوعی: کجا میتوانم آن خانه خراب را پیدا کنم که هر شب دل بیمار من در آن بیقراری میکند؟
چه داند ملک خفته، در خواب ناز
که نالان کدامیش پیش در است
هوش مصنوعی: چه کسی میداند که پادشاه خفته در خواب خوش، در این میان چه کسی به زاری و افسردگی در حال گریه است.
ز در باری دیده خسرو مرنج
که خود عاشقان را همین زیور است
هوش مصنوعی: از درباری نگران نباش، زیرا عشق و احساسات خود عاشقان به این زیباییها وابسته است.