برگردان به زبان ساده
دل من به جانانی آویخته ست
چو دزدی کز ایوانی آویخته ست
هوش مصنوعی: دل من به محبوبم وابسته است، مانند دزدی که از بالای یک ساختمان آویزان شده است.
فدا باد جانها بدان زلف کش
به هر تار مو جانی آویخته ست
هوش مصنوعی: جانهامان فدای آن زلفهای افسونگر است، زیرا هر تار موی آن، جانهایی در خود دارد که به آن آویختهاند.
چه زنار کفرست هر موی او
که در هر یک ایمانی آویخته ست
هوش مصنوعی: موی او همچون زنجیری از کفر است که به هر یک از آنها ایمانی وصل شده است.
بتان را مزن سنگ، ای پارسا
به هر بت مسلمانی آویخته ست
هوش مصنوعی: بهجای اینکه به بتها آسیب برسانی، فرد مؤمنی را که به آنها وابسته است درک کن و احترام بگذار.
غمم سهل گیرید و مسکین کسی
که در زلف جانانی آویخته ست
هوش مصنوعی: غم من را ساده بگیرید، چرا که کسی که به زلف محبوبش آویخته شده، واقعا در فراق او رنج میبرد.
زهی دولت صید جانم که او
به فتراک سلطانی آویخته ست
هوش مصنوعی: آه، چه خوشبختی است که محبوب من مانند شکار با دام سلطنتی به من نزدیک شده است.
نبینم جهان جز جگر پاره ای
به هر نوک مژگانی آویخته ست
هوش مصنوعی: دنیا را نمیبینم جز اینکه تکهای از دل را در هر مژهای آویزان کردهاند.
خراشیده باشد دل بلبلی
که در شاخ بستانی آویخته ست
هوش مصنوعی: دل بلبل که در درختی در باغ آویزان است، ممکن است آسیب دیده و خراشیده باشد.
چو خسرو اسیر تو شد رحمتی
که دردی به درمانی آویخته ست
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو به محبت و تسلط تو گرفتار شد، رحمتی در دل او وجود دارد که میتواند دردی را درمان کند.