برگردان به زبان ساده
گلستان نسیم سحر یافته ست
صبا غنچه را خفته دریافته ست
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به گلستان رسیده و خواب غنچه را بیدار کرده است.
چنان خواب دیده ست نرگس به خواب
که گویی که او جام زر یافته ست
هوش مصنوعی: نرگس چنان خواب شیرینی را تجربه کرده که انگار در خواب، جام زرینی را به دست آورده است.
خبر نیست مر بلبل مست را
که از مستیش گل خبر یافته ست
هوش مصنوعی: بلبل شاداب و سرمست به هیچوجه از حال و هوای خودش و زیباییهایش خبر ندارد، و حتی نمیداند که گلها از شادی و جذابیت او آگاه شدهاند.
نسیم چون مشک در خاک ریخت
مگر بوی آن خوش پسر یافته ست
هوش مصنوعی: نسیم مانند بوی خوش مشک در هوا پراکنده میشود، آیا مگر بوی آن به خاطر خوشمزه بودنش به پسر رسیده است؟
خیال قدت سر و گم کرده بود
ولی ناگهان نیشکر یافته ست
هوش مصنوعی: تصور زیبایی تو مرا به شدت مشغول کرده بود، اما به یکباره خوشحالی و شادابی را مثل نیشکر پیدا کردم.
چه گویم که سنگین دلش هیچ وقت
ز سوز دل من اثر یافته ست
هوش مصنوعی: چه بگویم که دل سنگین او هیچ وقت تاثیری از سوز دلم نگرفته است.
به پای خیالت فرو ریخت چشم
دری کان به خون جگر یافته ست
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر خیال تو به شدت اشک میریزد، زیرا این دل شکسته و عاطفهام به درد و رنج عمیق دچار شده است.
بسا شب که بیدار خسرو نشست
که شام غمش را سحر یافته ست
هوش مصنوعی: بسیار پیش آمده که خسرو در شب بیدار مانده و نشسته است، چرا که غمهایش به سحر و صبح رسیده و از آنها کاسته شده است.