برگردان به زبان ساده
گل ز رخساره تو بی آب است
مه ز نظاره تو بیتاب است
هوش مصنوعی: گل در چهرهی تو بدون آب خشکیده است و ماه از دیدن تو ناآرام و بیقرار شده است.
مژه های کژ دلاویزت
کجه های دکان قصاب است
هوش مصنوعی: مژههای زیبا و نازک تو، مانند کج و معوجهای دکان قصاب هستند.
با خیال تو مردم چشمم
گاه هم خانه گاه هم خواب است
هوش مصنوعی: گاهی در خیال تو میمیرم و چشمانم، هم در خانهام و هم در خواب به تو فکر میکنند.
امشبی کامدی به خانه من
شمع را می کشم که مهتاب است
هوش مصنوعی: امشب به خانه من آمدهای، اما من شمع را خاموش میکنم چون ماه در آسمان است و نورش کافی است.
گر گذاری ببوسم ابرویت
بهر تعظیم را که محراب است
هوش مصنوعی: اگر بگذارند، ابرویت را میبوسم، زیرا برای من مانند محرابی است که باید احترام بگذارم.
ای دل خسته، غرق خون از تو
همچو هسته میان عناب است
هوش مصنوعی: ای دل بیمار و خسته، مانند هستهای که در میوهی عناب محصور شده، غرق در اندوه و غم هستی.
غرق شد ز آشناییت خسرو
زانکش از دیده تا به لب آب است
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر آشناییاش غرق در عشق و احساس شده، زیرا جداییاش از محبوبش به اندازهای نزدیک است که فقط تا لب آب بین آنها فاصله وجود دارد.