برگردان به زبان ساده
یار ما دل ز دوستان برداشت
مهر دیرینه از میان برداشت
هوش مصنوعی: دوست ما از دل دوستان محبت قدیمی را کنار گذاشت.
من نخواهم کشید هر چه کند
دل که از وی نمی توان برداشت
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم از چیزی که دل میخواهد صرفنظر کنم؛ زیرا نمیتوانم از آن دل برمیدارم.
دی به تندی بلند کرد ابرو
از پی کشتنم کمان برداشت
هوش مصنوعی: دی شب، با خشم و تندی ابرویش را بالا برد و کمانش را برای کشتن من آماده کرد.
خواستم جان به عذر پیش برم
هجر خود رفت و پیش ازان برداشت
هوش مصنوعی: در آرزوی دیدار تو، جانم را به خاطر غم دوریات به عذر آوردم، اما آن غم پیش از آنکه به تو بگویم، از من دور شد.
عهد کردم که درد دل نکنم
درد دل مهر از زبان برداشت
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که از مشکلات و غصههای خود سخن نگوییم، اما عشق و محبت در دلم آنقدر قوی است که ناخواسته از زبانم میریزد.
در دل او نکرد کار، ار چه
سنگ از افغان من، فغان برداشت
هوش مصنوعی: هرچند من از درد و نالهام فریاد بلندی میزنم، اما او در دلش هیچ احساسی ندارد و به من توجهی نمیکند.
چشم او هیچ کم نخواهد شد
دل بیامد، مرا ز جان برداشت
هوش مصنوعی: چشم او هیچ کم نخواهد شد، حتی وقتی دل به سمت من میآید و مرا از جانم میگیرد.
رفتم امروز تا نخواهد کشت
سر نخواهم ز آستان برداشت
هوش مصنوعی: امروز به جایی رفتم که تصمیم به ترک آن ندارم و تا وقتی که مرا نخواهند، از آنجا نخواهم رفت.
ترک سودای خام کن، خسرو
که وفا رخت ازین دکان برداشت
هوش مصنوعی: ای خسرو، آرزوی بیهوده را رها کن، زیرا وفا و صداقت از این مکان خارج شد.