برگردان به زبان ساده
سرو را با قد تو هستی نیست
میلش الا به سوی پستی نیست
هوش مصنوعی: سرو مانند تو وجود ندارد و هیچ چیزی دیگری نمیتواند توجه او را جز پایینآمدن جلب کند.
در دهان و میانت می بینم
نیستی هست، لیک هستی نیست
هوش مصنوعی: در سخنان و رفتار تو، جایی برای وجود واقعیات نمیبینم، اما در عین حال، احساس میکنم که تو همیشه هستی و حضور داری.
گاه گاهم به قبله بودی روی
تا تو در پیش من نشستی، نیست
هوش مصنوعی: گاهی اوقات به سمت قبله نگاه میکردم تا تو در مقابل من نشستی، اما حالا دیگر این طور نیست.
زهد با عشق در نیامیزد
بت پرستی خداپرستی نیست
هوش مصنوعی: عشق و زهد هرگز با هم ترکیب نمیشوند، زیرا پرستش بت با پرستش خدا متفاوت است.
برگ صبری که پیش از اینم بود
سرو من تا تو برشکستی، نیست
هوش مصنوعی: برگ صبر و تحمل من که همیشه در انتظار تو بود، تا زمانی که تو آن را از بین بردی، دیگر وجود ندارد.
تا ترا دست جور بر سر ماست
کار ما جز که زیردستی نیست
هوش مصنوعی: زمانی که تو با قدرت و تسلط خود بر ما سلطه داری، ما جز این نمیتوانیم که در نقش زیردست تو باقی بمانیم.
مستی گفتی ز عشق خسرو را
عشق دیوانگی ست، مستی نیست
هوش مصنوعی: عشق خسرو، شکلی از دیوانگی است و نمیتوان آن را فقط به عنوان حالت مستی تلقی کرد.