برگردان به زبان ساده
ترک مستم که قصد ایمان داشت
چشم او میل غارت جان داشت
هوش مصنوعی: چشم معشوقهام که به من نگاه میکند، میخواهد دل مرا ببرد و مرا از خود بیخود کند، حتی اگر در ظاهر به دنبال ایمان و صداقت باشد.
خون من چون شراب می جوشد
وز دلم هم کباب بریان داشت
هوش مصنوعی: خون من مانند شراب به جوش میآید و در دل من نیز آتش میسوزد.
دیده در می فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت
هوش مصنوعی: چشمها به شوق و نشاط، در دل میریزد، گویی در آستینش مرواریدهایی زیبا وجود دارد.
در باغ بهشت بگشادند
باد گویی کلید رضوان داشت
هوش مصنوعی: در باغ بهشت، بادی وزید که به نظر میرسید کلید دروازههای بهشت را در دست داشت.
غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت
هوش مصنوعی: یک غنچه را دیدم که به خاطر نسیم ملایمی مانند من گرفتار و نگران بود.
رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت
هوش مصنوعی: راز من بهتدریج فاش شد، شاید به خاطر صبری که در دل داشتم.
خسروا، ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت
هوش مصنوعی: ای عزيز، باید بگوییم که در دل انسان نمیتوان دو نفر را به یک اندازه دوست داشت؛ باید یکی را برگزید و جان خود را به او بخشید.