برگردان به زبان ساده
روی نیکوی تو ز مه کم نیست
جز ترا نیکویی مسلم نیست
هوش مصنوعی: زیبایی و صفای چهرهات مانند ماه است و جز تو، هیچ نیکویی و زیبایی دیگری وجود ندارد که به آن اعتبار داشته باشد.
دهنت ذره و کم از ذره است
رخ ز خورشید ذره ای کم نیست
هوش مصنوعی: زبان تو مانند ذرهای کوچک است، اما چهرهات از نور خورشید هیچ کم ندارد.
بی دهانی و ملک خوبی را
چون سلیمان شدی که خاتم نیست
هوش مصنوعی: بدون آنکه زبان به سخن بیاوری، به مقام والایی مثل سلیمان دست یافتهای، اما همچنان از نشانههای آن مقام، چیزی در اختیارت نیست.
نسبتی هست در دهان تو، لیک
در میان تو نسبتی هم نیست
هوش مصنوعی: در دهان تو سخنهایی وجود دارد که به تو نسبت داده میشود، اما در درون تو هیچ نسبتی به آنها نیست.
چشم من خاک جسم من تر کرد
گر چه یک قطره هم در او نم نیست
هوش مصنوعی: چشم من از خیالم و احساساتم به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است، حتی اگر در ظاهر هیچ نشانی از آن وجود نداشته باشد.
گر جهانی غم است در دل من
چون تو اندر دل منی غم نیست
هوش مصنوعی: اگرچه در جهان غم و اندوه زیادی وجود دارد، اما به خاطر وجود تو در دل من، دیگر غمی احساس نمیکنم.
تازه کن جان خسرو از غم خویش
کاین جراحت سزای مرهم نیست
هوش مصنوعی: خسرو باید جانش را از غم خود نوزایی کند، زیرا این زخم طوری است که درمانی برای آن کافی نیست.