برگردان به زبان ساده
مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست
که می زند دم بیگانگی و همدم نیست
هوش مصنوعی: عشقم به من نزدیک نمیشود و حتی نسبت به دل خودم هم بیتوجه است؛ چون هر بار که میخواهم نزدیکش شوم، از خود دور میشود و بین ما فاصلهای میاندازد.
تو رخ نمودی و عشاق را وجود نماند
که پیش چشمه خورشید روز شبنم نیست
هوش مصنوعی: وقتی تو را دیدم، عشق در وجود عاشقان محو شد، زیرا در برابر درخشش تو، مانند شبنم در مقابل خورشید بیارزش است.
به زلف تو همه دلهای سرد راست گذر
وگرنه حالش ازین گونه نیز در هم نیست
هوش مصنوعی: زلف تو باعث میشود که دلهای سرد و بیاحساس هم تحت تأثیر قرار گیرند و اگر نبود، حال و روزشان اینگونه نخواهد بود.
هزار سال ترا بینم و نگردم سیر
ولی دریغ که بنیاد عمر محکم نیست
هوش مصنوعی: هزار سال تو را میبینم و هرگز سیر نمیشوم، اما افسوس که عمرم پایدار نیست.
یکی ز تیغ و یکی از سنان همی ترسد
مگوی هیچ کزینها غم و ازان هم نیست
هوش مصنوعی: یکی از تیغ میترسد و دیگری از سنان، اما نگو که از اینها هیچکدام غمگین نیستند و از آنها هم نگرانی ندارند.
به جان خسرو، اگر زانکه صد هزار غم است
درون جان تو اینست غم، دگر غم نیست
هوش مصنوعی: به جان خسرو، اگرچه در دل تو صدها غم وجود دارد، این غم تنها غم واقعی است و باقی هیچ نیست.