برگردان به زبان ساده
یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست
هوش مصنوعی: خداوندا، این درخت گل از کدام گلزار است و این غنچه شیرین از کدام نقل است؟
باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست
باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست
هوش مصنوعی: دوباره آن پسر کجاست که از کدام مسیر میگذرد و دوباره آن بلا که به خاطر جان انسان میرسد، چه چیزی است؟
از خون نشان تازه همی بینمش به لب
تا خود که بازگشته و آن خود نشان کیست
هوش مصنوعی: من به وضوح نشانهای از خون را بر لب او میبینم و منتظرم ببینم که آیا خودش برمیگردد و آن خود چه کسی است.
می گفت دی که بر من آواره برگذشت
کافگار کرد پای من این استخوان کیست
هوش مصنوعی: او میگفت روزی که کسی که در حالت بیخانمانی به سر میبرد، بر من گذشت، این زخم و درد در پای من، نشانهای از سرنوشت یا عاقبت چه کسی است؟
شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب
من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست
هوش مصنوعی: شب، صدای نالهام را شنید و از رقیب من پرسید: «چرا شب خوابش نمیبرد؟» و این سؤال را مطرح کرد که صدای ناله و فریاد من چیست؟
خون می رود ز دیده و جان می رود ز تن
آن زخمها ز غمزه نامهربان کیست
هوش مصنوعی: اشکها از چشمانم میریزد و جانم از بدنی که به خاطر این زخمها رنج میبرد، خارج میشود. این زخمها از نگاه بیرحم کیست که چنین عذابی را به من میدهد؟
این سوزشی که در دل آواره من است
داغ کسی ست، لیک ندانم از آن کیست
هوش مصنوعی: این ناراحتی و درد که در دل من وجود دارد ناشی از عشق یا داغی است که به یاد کسی به وجود آمده، اما من نمیدانم آن شخص کیست.
ای باد، اگر برای من آورده ای پیام
بار دگر بگو به خدا از زبان کیست
هوش مصنوعی: ای باد، اگر پیامی برای من داری، بار دیگر بگو که این پیام از زبان چه کسی است و به خدا قسم این را بگو.
جانا، اگر شبی دهنت بر دهن نهم
خود را به خواب ساز و مگو کاین دهان کیست
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر شبی بتوانم دهانت را در دهان خود بگذارم، بهتر است خود را در آغوش خواب بگذارم و هیچ نپرسی که این دهان متعلق به کیست.
بیدار از آنست مه که به شب پاسبان تست
خسرو که خواب می نکند پاسبان کیست
هوش مصنوعی: خواب خوشی که در شب بر تو حکمفرماست، باعث بیداری و هوشیاری توست. فراموش نکن که این خسرو، که در خواب نمیافتد، همان ناظر و محافظ است که در اوقات شبهای تار تاریکیها بر تو مراقبت میکند.