برگردان به زبان ساده
چشم فتانت که دی بر رو نخفت
فتنه را بیدار کرده او نخفت
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو که دیروز خوابش نبرد، باعث شده که فتنه و آشوب بیدار شود و او هرگز خوابش نبرده است.
تاز جوی لب خط سبزت بخاست
سبزه تر بر لب هر جو نخفت
هوش مصنوعی: تا هنگامی که جوی سبز تو تر شده، سبزهای تازه بر لب هر جوی نمیخوابد.
گل برآمد با تو و بادش به روی
پشت دستی زد که تو بر تو نخفت
هوش مصنوعی: گل شکوفا شد و با نسیمی که به آن وزید، بر دستانی که تو بر آنها نخفته بودی، ضربهای زد.
من نخفتم در فراقت هیچ گاه
چشم من در حسرت آن رو نخفت
هوش مصنوعی: من هرگز در دوری تو خوابم نبرده است و چشمم همواره در حسرت دیدن آن چهره نازنین بیدار مانده است.
نی خود آن نرگس به خونم راه داشت
بخت من، کان غمزه بد خو نخفت
هوش مصنوعی: چشم نرگس مانند آن چشمان زیبا، به قلب من راه پیدا کرد و باعث شد که در درد و غم غرق شوم. بخت من به گونهای بود که این نگاه دلربا هرگز آرامشی برایم نیاورد.
هر که پهلوی تو خود در خواب دید
تا قیامت هم بر آن پهلو نخفت
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار تو خواب ببیند، تا همیشه به آن راحتی و آرامش دست نخواهد یافت.
بازویت خسرو چو زیر سر نیافت
کرد تنها زیر سر بازو، نخفت
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر نداشتن بازو در زیر سرش نتوانست به راحتی بخوابد و تنها به روی بازوی خود خوابش برد.