برگردان به زبان ساده
خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت
گشت دل مدهوش و دل شیدای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: خانهام به خاطر آرزو و عشق به نیکان و محبوبان ویران شد و در نهایت، دل من به شدت مجذوب و شیدای آنان گردید.
هشت سر بر دوش من باری و باری می کشم
تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: من باری سنگین بر دوش دارم و تلاش میکنم تا این بار را به خوبیها و زیباییها برسانم، شاید روزی به مقصد برسم.
رأی آن دارم که خونم را بریزند اهل حسن
شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: من بر این باور هستم که اگر خونم را بریزند، اهلِ نیکی و حسن هم به رأی و نظر من برخوردهاند و در نهایت، نتیجهاش به نفع خوبان خواهد بود.
گر چه بی مهرند مهرویان به عشاق، ای رقیب
جان عاشق می شود مأوای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: اگرچه زیباهای دنیای عشق بیمهر و سرد هستند، اما ای رقیب! دل عاشق به سرای نیکان و خوبان در نهایت پناه میگیرد.
صبر و هوشم از سواد زلف جانان گشت کم
شد همین سود من از سودای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: صبر و هوش من به خاطر زیباییهای محبوب کم شده است و در نهایت، همین احساس من از عشق به خوبان کمتر شده است.
بارها گفتم که ندهم دل به خوبان، لیک دل
گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: هر بار که تصمیم گرفتم دل به زیباییها نسپارم، اما در نهایت دل من اسیر محبت معشوق شده و از خودم جدا شد.
بر دل مجروح خسرو دلبران را نیست رحم
جان به زاری داد از سودای خوبان عاقبت
هوش مصنوعی: دل مجروح خسرو به دلبران رحم نمیکند و جانش به خاطر آرزوی زیبایانی که در ذهن دارد، در حال زاری است. در نهایت، این وضعیت دردناک او را رنج میدهد.