برگردان به زبان ساده
ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست
جام پر گردان که مرگم در تهی پیمانگی ست
هوش مصنوعی: ای ساقی، بگذار امروز در دیوانگی غرق شوم و جام را پر کن؛ زیرا مرگ من در خالی ماندن از عشق و پیمان است.
من به رغبت جان دهم تا رحمت آری بر تنم
این عنایت در میان دوستان بیگانگی ست
هوش مصنوعی: من با کمال میل جانم را فدای تو میکنم تا رحمتت بر من نازل شود، چرا که این نعمت در میان دوستان، حس نا آشنایی و بیگانگی به وجود میآورد.
زاهدا، تعویذ خود ضایع مکن بر من، از آنک
عشق من ضایع نخواهد شد که دیو خانگی ست
هوش مصنوعی: ای زاهد، مرتب ننما طرح و نقشهی خود را برای من، چرا که عشق من از بین نخواهد رفت، زیرا این عشق به شیطانی درون من مربوط میشود.
قصه های درد خوانم هر شبی با بخت خویش
وین همه بیداری من، زین دراز افسانگی ست
هوش مصنوعی: هر شب داستانهای غم را با سرنوشت خود مرور میکنم و تمام بیداریام تنها به همین افسانههای طولانی مربوط میشود.
بس که در زنجیر خونابم مسلسل شد سخن
هر غزل از دفتر من مایه دیوانگی ست
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه در رنج و غم زیادی به سر میبرم، هر سخنی که مینویسم به نوعی دیوانگی و جنون تبدیل شده است.
شمع شیرینی چشیده ست، ار بسوزد باک نیست
لذت از آتش گرفتن مذهب پروانگی ست
هوش مصنوعی: شمع طعم شیرینی را تجربه کرده است، اگر بسوزد اهمیتی ندارد؛ زیرا لذت آتش گرفتن در راه عشق و پروانگی است.
طعنه های دشمنان مشتاق را تاج سر است
نام رسوایی به کوی عاشقان فرزانگی ست
هوش مصنوعی: طعنههای دشمنان که به عشق ورزی من میزنند، برایم مانند تاجی ارزشمند است. نام ننگ در میان عاشقان، نشانی از دانایی و خردمندیست.
نیست آن مردانگی کاندر غزا کافر کشی
در صف عشاق خود را کشتن از مردانگی ست
هوش مصنوعی: مردانگی واقعی در جنگیدن با کافران نیست، بلکه در صف عاشقان، کشتن خود از عشق و محبت نشانگر از مردانگی است.
خسروا، سلطان عشق، ار می کشد، یاری مخواه
زانکه معزول است عقل و صبر بی پروانگی ست
هوش مصنوعی: اگر عشق فرمانروای دلها به تو آسیبی برساند، به کسی التماس نکن. چون در آن لحظه، عقل و صبر از تو دور شدهاند و بدون عاطفه و احساس دچار بلاتکلیفی خواهی شد.