برگردان به زبان ساده
دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
که نشتری ست ازان غمزه ها به هر جگری
هوش مصنوعی: دو چشم زیبای تو، هیچ خبری از دنیا ندارند، چرا که این چشمان جذاب، به هر دل زخمی، مانند تیر نیشتر میزنند.
تو داری آنچه پری دارد از لطافت، لیک
چه فایده که نداری ز مردمی قدری
هوش مصنوعی: تو لطافتی داری که شبیه پرِ پرندگان است، اما چه فایده دارد که ازصفات انسانی بیبهرهای.
دلم ببردی تا دیگری در او نرود
دریغ باشد بر جای چون تویی دگری
هوش مصنوعی: اگر دلم را از من بگیری، نباید کسی دیگر را به جای تو در آن وارد کنم؛ زیرا هیچ کس دیگر مثل تو نیست و این حیف خواهد بود.
متاع جان که به هر دو جهانش نفروشم
اگر تو می طلبی راضیم به یک نظری
هوش مصنوعی: محبت و عشق من به تو ارزشمندتر از هر چیزی است و حتی اگر تمام جهان را هم به من بدهند، حاضر نیستم آن را بفروشم. اگر تو هم به من نظر کنی و نگاهی به من بیندازی، همین برای من کافی است و من راضی هستم.
چنان به روی تو مستغرقم که یادی نیست
که بر فراز فلک زهره ایست یا قمری
هوش مصنوعی: من آنقدر در زیبایی تو غرق شدهام که فراموش کردهام آیا بر آسمان ستارهای چون زهره وجود دارد یا پرندهای چون قمری.
در آن زمین که تویی پای را به عزت نه
که زیر هر کف پایی فرو شده ست سری
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی که تو حضور داری، پاها را با احترام بر زمین بگذار؛ زیرا هر قدمی که به زمین میزند، نشان از عظمت و ارزشمند بودن آن زمین دارد.
کجاست صحبت آن دور رفتادگان، فریاد
که عمر رفت و نیامد ز رفتگان خبری!
هوش مصنوعی: کجاست گفتگو دربارهی آن افرادی که از کنار ما دور شدهاند؟ آه! عمر ما گذشت و خبری از رفتگان نرسید.
مرا که آبله شد پای دل، ترا چه خبر
که در ولایت خوبان نکرده ای سفری!
هوش مصنوعی: من که به خاطر عشق و حساسیتهایم دچار درد و رنج شدم، تو چطور از حال من خبر نداری و حتی به سراغ دلدادگان نرفتهای؟
نگشت خوش دل عاشق به انگبین بهشت
چه دل بود که توانا بود به گل شکری
هوش مصنوعی: دل عاشق هرگز در بهشت خوشحال نمیشود، اگرچه بهشت پر از نعمتها و خوشیهاست. حقیقیترین لذتها و شادمانیها در دل عاشق، با عشق و محبت ایجاد میشود، نه صرفاً با زیباییهای ظاهری.
ببوس از قبل خسرو آستانش، ای باد
اگر در آن سر کو روزی افتدت گذری
هوش مصنوعی: ای باد، اگر روزی در آن سمت کوچه عبور کردی، از پیش درگاه خسرو بوسهای بزن.