برگردان به زبان ساده
من ندیدم چون تو هرگز دلبری
سرکشی عاشق کش و غارتگری
هوش مصنوعی: هرگز دلبری زیباتر و سرکشی همچون تو را ندیدهام؛ تو با دلرباییات عاشقها را فریب میدهی و دلهایشان را میکشی.
از تو یک ناز و ز خوبان عالمی
وز تو تیری و ز دلها لشکری
هوش مصنوعی: تو با زیباییها و ناز چشمگیرت، مانند یک نیروی محشر در دنیا هستی و از تو مثل تیرهایی که به دلها میزنند، عشق و محبت به وجود میآید.
از زمین پنهان بماند آفتاب
گر برآیی بامداد از منظری
هوش مصنوعی: اگر آفتاب از زمین پنهان بماند، وقتی صبح از جایی خاص طلوع کند، جذابیت و زیبایی خاصی خواهد داشت.
من سری دارم که در پایت کشم
گر تو در خوبی نداری همسری
هوش مصنوعی: من آمادهام همه چیز و جانم را فدای تو کنم، حتی اگر تو در خوبی و نیکی کمبود داشته باشی و همسری نداشته باشی.
از کجا بر روزگار من فتاد
چون تو سنگین دل بلای کافری
هوش مصنوعی: از کجا بر زندگی من افتادهای که مانند تو سنگدل و سختگیر شدهام؟
دست نه بر سینه ام تا بنگری
آتش پوشیده در خاکستری
هوش مصنوعی: دستت را بر سینهام نگذار تا تیرگی و سردی را که در دل دارم، نتوانی ببینی. آتش درونم در زیر لایههای خاکستری پنهان شده و هیچکس از آن خبر ندارد.
ماند چشمم روز و شب در چارسو
تا مگر ناگه در آیی از دری
هوش مصنوعی: چشمم همیشه در چهارراه است و منتظر تو هستم تا شاید ناگهان از دری به اینجا بیایی.
من که از خود بر تو غیرت می برم
چون توانم دیدنت با دیگری
هوش مصنوعی: من که به خاطر تو احساس غیرت میکنم، چون نمیتوانم تو را در کنار کسی دیگر ببینم.
هر که دید از چشم خسرو خون روان
گشت هر مو بر تن او نشتری
هوش مصنوعی: هر کسی که با چشمان خسرو نگاه کرد، احساس کرد که خون از بدنش جاری شده است و هر رشته موی او مانند تیغی تیز و برنده شده است.