برگردان به زبان ساده
هر شبم کآهم به عالم دم زدی
آتش اندر خرمن عالم زدی
هوش مصنوعی: هر شب که در عالم نفسی کشیدی، آتش به خرمن دنیا افکندهای.
سوخت جانم را غم و غم سوختی
ذره ای سوز من ار بر غم زدی
هوش مصنوعی: غم و اندوه جانم را به آتش کشید و اگر به اندازهای هم به غم من بپردازی، من هم آتشین میشوم.
گر دلم را دست بودی بر فلک
دیده ای سقفش که چون برهم زدی
هوش مصنوعی: اگر دلم قدرت داشت، میتوانستی ببینی که آسمان چطور به هنگام خواب من، مانند سقفی به هم میریزد.
زین زبان دانی اگر جم بودمی
آسمانم بوسه بر خاتم زدی
هوش مصنوعی: اگر من مانند جمشید بودم و از زبان و بیان خوبی برخوردار بودم، تو آسمان را بوسه بر انگشتری من میزدی.
در تن خاکی و سلطانی بدی
خاک پایم آسمان را کم زدی
هوش مصنوعی: در حالی که من در این جهان مادی و دارای قدرت و سلطه هستم، ولی در واقع در برابر بزرگی آسمان و سایر نعمتهای آن هیچگاه چیزی کمتر از آنچه که هستم نمیشوم.