برگردان به زبان ساده
در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو، آشفته و پریشان حال هستم. از شدت عشق و دلدادگی، به خدا گفتم که میخواهم گاهگاهی نفسی بکشم و از عشق تو یاد کنم.
بر درت حلقه چو زنجیر درم بهر درای
ناله ها کردم و فریاد چو بانگ جرسی
هوش مصنوعی: در جلوی در خانهات مانند زنجیر، با ناله و فریاد بسیار، ایستادهام و صدایم بلند است مانند صدای زنگ.
نشدی ملتفت حال من، ای عمر عزیز
هرگز این خواری و زاری نکشیده ست کسی
هوش مصنوعی: ای عمر گرانبها، تو هرگز متوجه حال و روز من نشدی، که هیچکس در این زندگی چنین ذلت و اندوهی را تحمل نکرده است.
حلقه زلف سمن سای تو در دور قمر
فتنه پیدا کند و غارت و آشوب بسی
هوش مصنوعی: در طرهی موی تو، زیبایی و جذابیتی وجود دارد که مانند حلقهای دور ماه میچرخد و باعث ایجاد فتن و آشوب زیادی میشود.
سر به سر با سگ کوی تو نهاده خسرو
چون به پابوس تو، ای جان، نشدش دسترسی
هوش مصنوعی: خسرو به عشق تو، سر به سر با سگهای کوی تو خوابیده است، اما زمانی که خواسته به تو نزدیک شود، نتوانسته به تو دسترسی پیدا کند.