برگردان به زبان ساده
گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
کی به کمند ابرویت خسته زخم تیرمی
هوش مصنوعی: اگر زلف تو مرا در دام اسیر کرده، پس چرا به خاطر ابرویت اینقدر خسته و زخمخوردهام؟
هست یقین چو مردنم، از غم دوریش مکش
باری اگر بمیرمی، در قدم تو میرمی
هوش مصنوعی: من به طور قطع میدانم که اگر از دوری تو به مرگ برسم، تو را در آغوش میکشم و به مرگ میروم.
بودم اسیر کافران وقتی و در فراق تو
در هوسم که این زمان کاش همان اسیرمی
هوش مصنوعی: در زمانی که از تو دور بودم، به خاطر کافران اسیر شده بودم و حالا در آرزوی تو هستم. ای کاش دوباره همان اسیر میشدم.
پند دهند کز بتان چشم ببند جان من
باز کشید تا مگر بند کسی پذیرمی
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که دیگران به من توصیه میکنند که از زیباییها و ظاهرسازیها دوری کنم، اما من به خاطر عشق و عواطف عمیق خود نمیتوانم از آنها فاصله بگیرم و امیدوارم که در این مسیر، کسی به من کمک کند یا به من بپیوندد.
ترک سخن بگو که شدملک جهان از آن من
آه که تنگ در برت یک شب اگر بگیرمی
هوش مصنوعی: بگو تا من یکی از دنیا را بر خود داشته باشم، افسوس که اگر یک شب تو را در آغوش بگیرم، احساس تنگی و کمبود میکنم.
طعنه زنی که خسروا، ملک جهان ستانمی
گر به ولایت سخن مثل تو بی نظیرمی
هوش مصنوعی: تو که با طعنههای خود به دیگران آسیب میزنی، بدان که اگر هم در پادشاهی سخن بگویی، چیزی کم از دیگران ندارید و در حقیقت، بینظیر هستی.